فرمانده ای که همه داراییش را با محرومان تقسیم میکرد
محسن فرمانده ای بود که درآمد چندانی نداشت، اما با اقتدا به مولایش حضرت علی(ع) از محرومین حمایت میکرد و هر چه داشت با آن ها تقسیم میکرد.
به گزارش حیات، در دوازدهم شهریور ماه سال 1341 در روستای قلعه آقابیگ شهرستان تویسرکان و در خانواده ای مذهبی، کودکی به دنیا آمد که نامش را محسن گذاشتند. محسن سال های کودکی و نوجوانی را پشت سر می گذاشت که درگیر مبارزات انقلابی شد و پا به پای مردم مجاهد شهرستان تویسرکان در راهپیمایی ها و تظاهرات ها شرکت می کرد. از همان دوران کودکی اخلاق و معرفت الهی خود را بروز داده بود و همه آشنایان و کسانی که محسن را می شناختند از او به نیکی و اخلاص یاد می کردند. به نقل از یکی از دوستانش، روزی به همراه خانواده شهدا، جهادگران و نیروهای فرهنگی سپاه به دیدار مقام معظم رهبری که در آن دوران نماینده مجلس شورای اسلامی بودند رفتیم. ایشان در بین صحبت های خودشان فرمودند: در نماز جمعه شرکت فعال داشته باشید و به این فریضه عبادی و سیاسی توجه ویژه کنید و نسبت به حضور در نمازهای جمعه کوشا باشید. بعد از مراسم دیدار با آیت الله خامنه ای، به کاخ گلستان رفتیم. بعضی از نیروها گفتند برای بازدید به چند کاخ دیگر هم برویم اما محسن با عزمی راسخ گفت: آقا فرمودند در نماز جمعه شرکت فعال داشته باشید، پس باید به نماز جمعه برویم. بعد ها به همت محسن و دوستانش، کتابخانه بزرگی در روستا راه اندازی شد و با تلاش فراوان خود توانست در ساخت مسجد، ایجاد شبکه تلفن و خدمات دیگر برای مردم روستایش قدم های بزرگی بردارد. با آغاز جنگ تحمیلی و جانفشانی جوانان و سربازان دلاور وطن در پاسداری از ایران اسلامی، محسن نیز هوای رفتن داشت و کم کم خود را برای حضور در جهاد فی سبیل الله آماده می کرد. «محسن عینعلی» برای حضور در جبهه و ادای تکلیف، به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تویسرکان درآمد و پس از گذراندن دوره های آموزش نظامی در واحد مخابرات سپاه این شهر به خدمت مشغول شد. مدتی بعد به عنوان فرمانده تعدادی از نیروهای پاسدار و بسیجی به جبهه مهران رفت و بعد از انجام این ماموریت به سمت معاون فرماندهی سپاه تویسرکان منصوب شد. این دلیر مرد تویسرکانی حضور در پشت جبهه های نبرد را قبول نمی کرد و اگر مسئولیتی در شهر برایش در نظر می گرفتند تا آنجا که می توانست از قبول آن خودداری می کرد. با پیگیری های زیاد و اصرار توانست فرماندهان را برای حضور در جبهه متقاعد کند و پس از ورود به جبهه در لشکر32 انصارالحسین (ع) به فرماندهی گردان 153 منصوب شد؛ محسن عینعلی در طول حضور در مناطق عملیاتی ارتباط زیادی با روحانیت داشت و با استفاده از دانش و اطلاعات روحانیونی که در جبهه حضور داشتند به ارتقاء فکری و عقیدتی نیروهای تحت فرماندهی اش کمک می کرد. محسن علاقه بسیاری به خانواده شهدا داشت و هر فرصتی پیدا می کرد به دیدار آنها می رفت و به حرف هایشان گوش می داد و به آنها اطمینان می داد که ادامه دهنده راه شهیدانشان خواهد بود و درآمد چندانی نداشت اما با اقتدا به مولایش حضرت علی(ع) از محرومین حمایت می کرد و هر چه داشت با آنها تقسیم می کرد. سرانجام سردار محسن عینعلی پس از سال ها تلاش و کوشش در دفاع از ایران اسلامی، در بیست و هفتم اردیبهشت ماه سال 1365 در منطقه عملیاتی جزیره مجنون مورد اصابت ترکش خمپاره های دشمن قرار گرفت و به فیض شهادت نائل آمد. در بخشی از وصیتنامه این شهید والا مقام آمده است: اصل وصیتم همین شهادتم هست. خدا کند آمرزیده باشم و با خونم از ارزش های والای اسلام حراست کنم. با خونم از ولایت فقیه حمایت کنم. با خونم همیشه از روحانیت همیشه مبارز حمایت کنم. با خونم از قرآن و اهل بیت حمایت کنم، دنیای پست را بفروشم و به مقدس شهدا بپیوندم.